|
فريدون مشيری (۱۳۷۹ - ۱۳۰۵) | ||
| ||
ايشان داراي همسر و دو فرزند، يک پسر و يک دختر بنامهاي شاهد و شادي مي باشند. وی همه آموزش هاي او در ايران صورت گرفته و زبان انگليسي، عربي، فرانسه و غيره را نيز در ايران آموخته است. استاد قمشه اي، با خستگي ناپذيري تحسين بر انگيزش همواره پيک آشنايي ايراني و غير ايراني با فلسفه و ادبيات غني عرفاني ايران بوده و در اين راستا در دانشگاههاو مراکز علمي فرهنگي بيشماري در ايران و خارج از ايران تدريس و سخنراني داشته که از آن ميان ميتوان تدريس فلسفه، عرفان، ادبيات، و هنر در دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي ايران و همچنين دانشگاههاي لندن، آکسفورد، هاروارد، پرينستن، و برکلي کاليفرنيا را نام برد.
دکتر قمشه اي همچنين با هنر هايي چون نقاشي و موسيقي و خوشنويسي از نزديک آشنايي دارد و گاهگاهي در زمينه خوش نويسي آثاري از او به نمايش گذاشته شده است. ايشان به موسيقي ارادت خاص دارد و آنرا بيش از ساير هنر ها در سخنرانيهاي خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشويق نموده است. به قول يکي از موسيقيدانان هيچ یک از سخنرانيهاي دکتر قمشه اي نيست که در آن نکته اي در باره موسيقي نباشد.
دکتر قمشه اي از حافظه درخشاني برخوردار است و به نظر مي رسد که قرآن را تقزيبا از حفظ دارد و با مثنوي و حافظ و نظامي و فردوسي چنان است که گويي ديوان آنها در پيش روي او گشاده است و بخصوص گلشن راز شيخ محمود شبستري تماما در خاطر اوست. وي همچنين در ادبيات انگليس و عرب نيز مي تواند ساعتها از حفظ ، اشعار و قطعاتي را بازگو کند.
او در آغاز عاشق نقاشی بود اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشکدهی ادبيات دانشگاه تهران کشاند
در سال1357 در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد،اما پس ازيك سال از رشته دامپزشكي انصراف داد
قيصر يکی از عوامل مؤثر در شکلگيری حوزهی انديشه و هنر اسلامی در آن سال بود
او از سال ۶۰ تاسال۷۱ دبير شعر هفته نامه سروش بود
همچنين در سال ۱۳۶۶ به همراه دوستان نويسنده و شاعرش، بيوك ملكى و فريدون عموزاده خليلى،نشريه سروش نوجوان را طراحى و منتشر كرد كه تا چندى پيش هم انتشار اين مجله ومسؤليت قيصر امين پور در سمت سردبيرى ادامه داشت اما در سال ١٣٨٢ از اين سمت کنارهگيری کرد
در سال 1363 كتابهاي «تنفس صبح »و« در كوچه آفتاب»را منتشركرد و در همان سال به ادبيات فارسي دانشگاه تهران تغيير رشته داد
سپس«طوفان در پرانتز» ( نثر ادبي ) و منظومه «ظهر روز دهم» ( براي نوجوانان )را انتشار داد
بعد ازبيرون آمدن از حوزه هنري،دوره كارشناسي ارشد ادبيات را آغاز كرد و در همان سال«مثل چشمه مثل رود»را( براي نوجوانان )منتشر كرد
آثار قيصر امين پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده وهستند؛چنانكه او درسال ۱۳۶۸ توانست تنديس مرغ آمين را از جايزه ويژه نيما دريافت كند و دو كتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و«به قول پرستو» در همان سالهاى نشريعنى در سال هاى ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ جايزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان را از آن خود كرد
قيصر امين پور همچنين جايزه تنديس ماه طلايى را كه به برگزيدگان شعر كودك و نوجوان ۲۰ سال اخير تقديم شده است، به دست آورده است
اگر بخواهيم شعرى از جنگ بگوييم حتماً سرآمد شاعران آن دوران،قيصر امين پور به يادمان خواهد آمد،همانكه روزگارى براى من و همسن و سالانم سروده بود
مى خواستم شعرى براى جنگ بگويم/ديدم نمى شود/ديگر قلم زبان دلم نيست/گفتم: /بايد زمين گذاشت قلم ها را/ديگر سلاح سرد سخن كار ساز نيست/بايد صلاح تيزتري برداشت/بايد براى جنگ/از لوله تفنگ بخوانم/با واژه فشنگ
امين پور در سال ۱۳۷۶ با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر»كه با راهنمايى دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى به سامان رسيده بود موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها اين پايان نامه در شمارگان بالايى به چاپ رسيد
درباره كتاب معروف او(سنت و نو آورى در شعر معاصر)برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند كه او درباره شاملو كمى بى عنايتى كرده و به حرفهاى اخوان بيشتر پرداخته كه شايد مأخذ لازم را در اختيار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى،گزينش غير لازم صورت گرفته است
با اين همه بسيارى از كارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند كه اين كتاب امين پور در نوع خودش اولين پژوهش جدى دانشگاهى است كه به مسأله سنت و تجدد پرداخته است
همچنين ضياء موحد متذكر شده است:اگر كسى عظمت نيما را با اين كتاب نفهمد و متوجه نشود كه جاى اين آدم در تاريخ شعر ما كجاست،در جاى ديگرى نمى فهمد. من واقعاً بى طرفانه مى گويم كه با اين كتاب حق نيما ادا شده است
قيصر امين پور و اشعارش هر چه كه باشند،نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى كه از آرمان گرايى رفته رفته به واقع گرايى رخ پوشانده وهمين واقع گرايى موجب نوشدن افكار و آراى آنها را داشته است. شايد به همين خاطر باشد كه اشعار دهه آخر عمر امين پوربيش از پيش مورد استقبال و اشتياق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در كتابخانه هاى خود لااقل يكى از ديوانهاى او را به غنيمت برده اند
امين پور در شعرهايش اغلب فضايى را به تصوير مى كشد كه نشان دهنده آرمان شهر شاعرانه اوست. البته چنان چه خود شاعر اعتراف مى كند،اين دنيا فقط در شعرهاى شاعران وجود دارد و وجود خارجى ندارد:«خدا روستا را... / و بشر شهر را... / ولى شاعران / آرمان شهر را آفريدند / كه در خواب هم آن را نديدند» و جالب آن كه شاعر بين بشر و شاعران تفاوت قائل شده است
مى توان گفت كه سادگى شعرها دوست داشتنى مى كندشان. مى توان گفت كه تصويرهاى شاعرانه شان جذبمان مى كند. مى توان گفت كه شگردهاى ادبى شعرها شيفته مان مى كند. مى توان گفت كه كشفى كه در شعرها مى كنيم سر ذوق مى آوردمان. مى توان گفت كه صداقت شاعر همزاد پندارى ما را برمى انگيزاند. مى توان دلايل بسيارى را همين طور رديف كرد. اما به نظرم اينها چيزى را كم دارند. چيزى كه همه اين اتفاق ها به واسطه حضور آن شكل مى گيرد و اين چيزى نيست به غير از حسى شاعرانه؛حسى كه نمى توان توضيحش داد و یا روى تخته سياه رسمش كرد. حسى است كه فقط مى توان حسش كرد. مثل حس مبهم يك روز جمعه،حسى كه بى آنكه بفهمى مى آيد و در گوشه اى از وجودت جا مى گيرد،تنها مى توانى بگويى خوشم مى آيد و برعكس
شعرهاى امين پور سرشارند از اين لحظه ها،اين لحظه هاى ناب،اين لحظه هاى سرشار از حس،اين لحظه هاى سرشار از ترانه،چشم هاى عاشقانه،خنده هاى بى بهانه،نمى توان آنها را با كسى قسمت كرد،هر كس سهم خودش را برمى دارد،هر كس سهم خودش را دارد:«امشب تمام حوصله ام را / در يك كلام كوچك / در تو / خلاصه كردم: / اى كاش مى شد / يك بار / تنها همين / يك بار / تكرار مى شدى / تكرار....» اما همه مى دانيم هيچ لحظه اى دو بار تكرار نمى شود؛زندگى خيابان يك طرفه اى است كه مى توان رفت و نمى توان برگشت؛قيصر شعر فارسى،هم صدا با ما،از اين خيابان يك طرفه مى گويد،خيابانى كه تكرار نمى شود،پس عاشقانه زندگى كنيم
آثاری که تا کنون از او به چاپ رسيده عبارتاند از
تنفس صبح ١٣٦٣
در کوچهی آفتاب ١٣٦٣
طوفان در پرانتز - نثر ادبی ١٣٦٥
ظهر روز دهم - منظومه ١٣٦٥
مثل چشمه مثل رود - برای نوجوانان ١٣٦٨
بیبال پريدن - نثر نوجوان ١٣٧٠
گفتگوهای بیگفتگو ١٣٧٠
آينههای ناگهان ١٣٧٢
به قول پرستو - شعر نوجوان ١٣٧٥
گزينهی اشعار ١٣٧٨
گلها همه آفتابگردانند ١٣٨٠
سنت و نوآوری در شعر معاصر ١٣٨٣
|
عمر بسيار ببايد پدر پير فلک را تا اگر مادر گيتي چو تو فرزند بزايد
بزرگداشت استاد فقيد و يگانه زبان ادب فارسي، علي اكبر دهخدا | |
|
علي اکبر دهخدا در حدود سال 1297 ه.ق. در تهران متولد شد. هنگاميکه يک سال بيش نداشت، پدرش وفات يافت و وي زير نظر توجهات مادر خود به تحصيل ادامه داد. در آن زمان يکي از فضلاي عصر به نام شيخ غلامحسين بروجردي براي تعليم و تربيت دهخدا تعيين شد و وي زبان عربي و علوم ديني را نزد اين استاد بزرگوار آموخت. مرحوم دکتر محمد معين نقل مي کند: « استاد دهخدا اغلب اظهار مي کردند که هر چه دارند بر اثر تعليم آن بزرگوار است.» چند سال بعد که مدرسه سياسي در تهران تأسيس شد، دهخدا در آن مدرسه به تحصيل پرداخت و زبان فرانسه را در اين مدرسه آموخت.
فعاليتها: همزمان با آغاز مشروطيت، وي با همکاري مرحوم جهانگيرخان و مرحوم قاسم خان، روزنامه معروف صور اسرافيل را منتشر کرد که از جرايد بنام و مهم صدر مشروطيت بود. جذاب ترين قسمت اين روزنامه يک ستون طنز بود که تحت عنوان «چرند و پرند» به قلم دهخدا و با امضاي «دخو» نوشته مي شد. سبک نگارش اين ستون در ادب فارسي بي سابقه بود و مکتب جديدي را در عالم روزنامه نگاري و نثر معاصر فارسي پديد آورد. دهخدا با شجاعت و جسارت تمام همه مفاسد اجتماعي و سياسي آن روزگار را با روش طنز در آن مقالات منتشر مي کرد. وي يکي از بنيانگذاران طنز در ايران است. مقالات او آتش در جان مستبدان و درباريان مي انداخت. نمونه اي از طنز اين بزرگمرد سياست و فرهنگ ايران را مي خوانيم: گفت: نخور! عسل و خربزه با هم نمي سازند، و خورد. يک ساعت ديگر، طرف را ديد مثل مار به خودش مي پيچيد. گفت: نخور! اين دو با هم نمي سازند. گفت: حالا که اين دو با هم ساخته اند که من را از ميان بردارند. مقالات طنز آميز دهخدا به خاطر آنکه به زبان مردم کوچه و بازار نوشته شده و به خدمت همان مردم در آمده بود و دردها و نيازهاي آنان را باز مي گفت در قلب مردم نفوذ بسيار کرده بود و خوانندگان بسيار داشت. صور اسرافيل مهمترين روزنامه دوره اول مشروطيت در ايران بود. پس از درگذشت «مظفرالدين شاه» و به روي کار آمدن«محمد علي ميرزا» و مخالفت وي با مشروطيت و آزاديخواهان به دستور وي مجلس به توپ بسته شد و جمعي از آزاديخواهان تبعيد و دستگير شدند و دهخدا که جز گروه آزاديخواهان بود به پاريس تبعيد شد. وي در آنجا و سپس در سوئيس به انتشار مجدد روزنامه صوراسرافيل دست زد. هر نسخه آن به گوشه اي از دنيا ميرفت و مرکز نشر صوراسرافيل، به مرکز مراجعات ايرانيان مشروطه طلب تبديل شده بود. پس از تبعيد محمد علي ميرزا، دهخدا به استدعاي مشروطه طلبان به ايران آمد و به عنوان نماينده به مجلس شوراي ملي راه يافت. در دوران جنگ جهاني اول، دهخدا در يکي از روستاهاي چهارمحال بختياري ايران سکونت داشت و پس از پايان جنگ به تهران بازگشت و از امور سياسي کناره گرفت و به کارهاي علمي و فرهنگي مشغول شد و تا پايان عمر پر ثمر خويش، به مطالعه و پژوهشهاي خود ادامه داد.
آثار وي: استاد علی اکبر دهخدا از خبره ترین و فعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده است. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل ها و احادیث و حکمت ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی مرحوم استاد دهخدا مي باشند. حدود نيمي از کتاب لغت است با معني و شاهد و نيم ديگر آن اعلام تاريخي و جغرافيايي است. اين اثر بزرگ حاوي کليه لغات فرهنگهاي خطي و چاپي فارسي و عربي است و در نقل آنها بسياري از غلط هاي گذشتگان تصحيح شده است و بسياري از لغات ترکي، مغولي، هندي، فرانسوي، انگليسي، آلماني، روسي، ....... متداول در زبان فارسي نيز در اين فرهنگ آمده است. براي صحيح خوانده شدن لغات در جلوي هر کلمه حروف حرکت دار به کار رفته است. علاوه بر اين مزايا، يک دوره مفصل دستور زبان فارسي نيز در لغتنامه آمده است.
چاپ لغت نامه نخست در سال ۱۳۱۹ در چاپخانه بانك ملي آغاز و يك جلد آن در ۴۸۶ صفحه به چاپ رسيد و مدتي متوقف شد، سپس مجلس شوراي ملي عهده دار چاپ لغت نامه بود و چون لغت نامه به دانشگاه تهران منتقل شد، چاپخانه دانشگاه به تنهايي عهده دار چاپ شد كه هم اكنون هم ادامه دارد. محل فعلي لغت نامه در شميران جنب باغ فردوس مستقر است و اين مؤسسه توانسته لغت نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه شامل حدود بيست و هفت هزار صفحه چاپ و در اختيار علاقه مندان و محققان ايران و پژوهشگران جهان قرار دهد.
از ديگر نوشته هاي علامه دهخدا مي توان به آثار زير اشاره کرد: 1. امثال و حکم 2. ترجمه عظمت و انحطاط روميان 3. ترجمه روح القوانين 4. فرهنگ فرانسه به زبان فارسي 5. ابوريحان بيروني 6. تعليقات بر ديوان ناصر خسرو 7. ديوان سيد حسن غضنوي 8. تصحيح ديوان حافظ 9. تصحيح ديوان منوچهري 10. تصحيح ديوان فرخي 11. تصحيح ديوان مسعود سعد 12. تصحيح ديوان سوزني 13. تصحيح لغت فرس اسدي 14. تصحيح صحاح الفرس 15. تصحيح ديوان ابن يمين 16. تصحيح يوسف و زليخا 17. مجموعه مقالات 18. پندها و کلمات قصار 19. ديوان دهخدا
رحلت: سرانجام علامه دهخدا در ساعت شش و ربع بعد از ظهر روز دوشنبه هفتم اسفندماه 1334 هجري شمسي در خانه مسکوني خويش به رحمت ايزدي پيوست. جنازه آن مرحوم به شهر ري مشايعت و در ابن بابويه در مقبره خانوادگي مدفون گرديد. و به حق در مرگ وي بايد گفت: از شمار دو چشم يک تن کم و زشمار خرد هزاران بيش
منبع: مقدمه لغت نامه دهخدا / به قلم گروهي از نويسندگان زيرنظر دکتر معين و دکتر سيد جعفر شهيدي/1377 | |
علامه محمد باقر مجلسي يکي ازبرجسته ترين عالمان بزرگ جهان اسلام است که در سال 1037 هجري ديده به جهان گشود. وي درس و بحث را در چهار سالگي نزد پدربزرگوارش مولا محمد تقي مجلسي از شاگردان شيخ بهايي آغاز نمود.
نبوغ سرشار محمدباقر به حدي بود که در چهارده سالگي از ملاصدرا اجازه روايت گرفت و سپس در حضور اساتيدبنامي چون شيخ حر عاملي ، ملا محسن فيض کاشاني و ملا صالح مازندراني زانوي ادب زد و از افکار و انديشه هاي آنان بهره هاي فراوان برد.اين عالم رباني در طول عمر پر برکت خويش شاگردان بسياري نيز تربيت کرد که از ميان آنها مي توان به ملا محمد کاظم شوشتري ، مولا ابراهيم جيلاني ، محمد رضا اردبيلي ، ملا محمد باقر لاهيجي و...اشاره کرد. اين نابغه جهان اسلام همچنين دست به کار سترگي زد که کمتر کسي در آن زمان ياراي انجام چنين کاري را داشت. وي با جمع آوري روايات مختلف معصومين (ع)، دست به تدوين دايره المعارفي در اين باره زد که در نوع خود بي نظير است و " بحار الانوار" نام گرفته است. علامه علاوه برمجموعه مذکور، کتاب هاي بسيار ديگري نيزبه رشته تحريردرآورد که از ميان آنها مي توان به شرح اربعين ، رساله الاعتقادات ، رساله في الشکوک ، حق اليقين ، حليه المتقين ، حيوه القلوب ، مشکوه الانوار، رساله درديات ، رساله در رجعت ، رساله در آداب نماز و... اشاره کرد که به دليل عمق وگستردگي بالاي آنهاهم اکنون نيز به عنوان منابع درجه اول بين طلاب علوم ديني موردبحث وبررسي علمي قرار دارد.سرانجام اين مجاهد نستوه پس از عمري تلاش و کوشش در راه اعتلا و نشر معارف حقه اسلام در بيست و هفتم رمضان 1111ه ق به ديارابدي شتافت و پيکر مطهرش را در کنار مسجد جامع اصفهان و جنب مد فن پدر فرزانه اش مولي محمد تقي مجلسي به خاک سپردند.
من این جا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است.
بیا ره توشه برداریم,
قدم در راه بی برگشت بگذاریم؛
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
یامدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال.
امیدوارم سال ۸۵ برا همه مردم ایران سال خوبی باشه.
پروین اعتصامی در سال 1285 هجری شمسی در خانواده ای دانش پرور و اهل قلم به دنیا آمد . در دوران کودکی، زبان های فارسی و عربی را زیر نظر معلمین خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکاییها فراگرفت.
ذوق سرشار و وجدان بیدار پروین با آشناییش به فنون ادب درهم آمیخت و وی را در زمان حیات کوتاه خود به جایگاه بلندی رساند.
دیوان پروین ، شامل 248 قطعه شعر می باشد که 65 قطعه از آن به صورت مناظره می باشد، که به شیوه ای هنرمندانه به پند و اندرز و شرح پریشانی مستمندان و انتقاد از عالمان بی عمل می باشد.
مناظره میان گل و گیاه ، نخ و سوزن ، سیر و پیاز ، مور و مار، دیگ و تاوه ، مست و هشیار .....که با طنزی لطیف همراه است ، گویای اشاراتی است واضح و روشن که وی در آن ها به ترسیم فساد و تزویر اجتماع زمان خود می پردازد. بنابراین شعر پروین از برجسته ترین نمونه های شعر تعلیمی به حساب می آید.
پروین رمز عظمت و بزرگی انسان را در گرو تربیت یافتن در دامان مادر می داند و می گوید:
اگر افلاطن و سقراط بوده اند بزرگ
بزرگ بوده پرستار خردی ایشان.
به گاهواره مادر بسی خفت ،
سپس به مکتب حکمت حکیم شد لقمان.
پروین زنی صریح اللهجه و صادق بود که اعتقاد داشت باید از سر جان به جانبداری از حقیقت برخاست و سخن حق را به هر قیمتی به زبان جاری کرد :
وقت سخن مترس و بگو آنچه گفتنی است
شمشیر روز معرکه زشت است در نیام!
پروین پادشاهان را به گرگهایی تشبیه نموده که لباس شبان بر تن کرده اند و در جایی از زبان پیرزنی
می گوید:
ما را به چوب و رخت شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست!
پروین در سال 1320 هجری شمسی دیده از جهان فروبست.
آخرین قطعه پروین که بری مزار خویش سروده:
| اینکه خاک سیهش بالین است | اختر چرخ ادب پروین است | |
| گر چه جز تلخی از ایام ندید | هر چه خواهی سخنش شیرین است | |
| صاحب آنهمه گفتار امروز | سائل فاتحه و یاسین است | |
| دوستان به که ز وی یاد کنند | دل بی دوست دلی غمگین است | |
| خاک در دیده بسی جان فرساست | سنگ بر سینه بسی سنگین است | |
| بیند این بستر و عبرت گیرد | هر که را چشم حقیقت بین است | |
| هر که باشی و زهر جا برسی | آخرین منزل هستی این است | |
| آدمی هر چه توانگر باشد | چو بدین نقطه رسد مسکین است | |
| اندر آنجا که قضا حمله کند | چاره تسلیم و ادب تمکین است | |
| زادن و کشتن و پنهان کردن | دهر را رسم و ره دیرین است | |
| خرم آن کس که در این محنتگاه | خاطری را سبب تسکین است |